بوق رسوایی

همینطور که حکم می دهید و فیزیک کوانتوم را به فیزیک هسته ای پیوند می زنید و همینطور که فیزیک هسته ای را گاهی فیزیک اتمی می گویید... همینطور هم استاد سبز شهید را عضوی از سازمان انرژی اتمی معرفی می کنید و عاملان ترور وی را البته هرکس که دوست دارید. از آن زمان هم که قتل های زنجیره ای را نیز به گردن اسرائیلی ها انداختید و قاتلان سر از [...] در آوردند زیاد نمی گذرد. 

آنقدر رسما دروغ گفته اید که اگر روز روشن را روز گزارش کنید پشیزی خریدار ندارید. از مرده نمی گذرید و برای نجات از باتلاق سیاسی ای که گرفتار اش شده اید به هر روشی دست می زنید. چه می کشند آنها که ذره ای شرافت دارند مجبور اند [...].

روح اعتراض در دانشکده برق

اینکه تحریم امتحانات دانشکده برق پلی تکنیک، خیلی زود به دانشکده های رسید و هم دانشگاه های دیگر. ایما را به یاد روزهایی می اندازد که در انجمن علمی دانشجویان برق عملا بار انجمن اسلامی نداشته را بر دوش می کشیدیم و پایگاهی بودیم برای تمام دانشجویان معترض دانشگاه. روزهایی که همه نشریات مستقل دانشجویی به مدیر مسئولی بچه های برق در دانشکده های دیگر دست به دست می چرخید و تک و توک نشریات دیگر هم با دخالت دست های پشت پرده این برقی ها بود که توانستند به انتشار رسند. روزگاری که انجمن صنفی دانشگاه را بچه های برق راه انداختند و عملا بدنه فعال آن را تشکیل دادند تا مدیریت سرسخت دانشگاه و بخصوص آن معاون دانشجویی را به زانو در آوردند. شورایی که در آن دبیر پیشتر معلق شده انجمن به عضویت مرکزی آن رسید که هیچ مسئولی در دانشگاه چشم دیدن او را نداشت و ما تحمیل اش کردیم بر آنان. سلف اصلی دانشگاه آنچنان که سلف پاتوق برقی ها صحنه اعتراض شد نشد. این شد که مامور مخصوص حراست دانشگاه سرانجام در دانشکده فنی گمارده شد!

نشریاتی که قرار بود ایما سردبیراش باشیم یکی-یکی رد می شدند و ارگان انجمن هم که عضو نویسندگان اش بودیم یک سالی توقیف شد. مسئولی از مسئولین گفت هرچه شر است از گور این برقی هاست؛ انجمن تا آستانه انحلال رفت. که این را دیگر ترسیدند که بچه ها محکم پشت اش بودند. یاداش بخیر انجمن علمی که نبودیم! کنگ بندی بودیم برای خودمان، بچه ها دبیر را رییس می گفتند مثل گنگسترها!! اما داستان چیزی جز اتحاد بچه ها نبود.  

 به هر حال آب خوش از گلویمان پایین نرفت اما نگذاشتیم آب خوش از گلویشان پایین رود! اگرچه گنده گویست اما بگذار بگوییم مگر 16 آذر را کدام دانشجویان بودند که خلق کردند...  

 

پ.ن: صحبت امروز، این دانشجو و آن دانشجو نیست، دعوا اصلا در دانشگاه نیست. صحبت از تکرار تلخی های تاریخ یک ملت است.

بیخوابی و مدام بیداری... توهم، گرسنگی-فرسایش از همه بدتر این بی خبری لعنتی.